![]() |
![]() |
|
|
می گویند راجرز پمروز که دانشمندی برجسته در علوم فیزیک بود، وقتی با دوستانش قدم می زد، همواره با هیجان صحبت می کرد. ولی هنگام عبور از خیابان ساکت می شد. از او دلیل این کار را پرسیدند، گفت: «یادم می آید روزی از خیابان می گذشتم، فکری باور نکردنی به ذهنم خطور کرد، ولی همین که به آنسوی خیابان رسیدم و خواستم فکر خود را دنبال کنم، دیگر آنچه چند ثانیه پیش به ذهنم رسیده بود، به یادم نیامد. احساس می کردم رازی بر من آشکار شده است، ولی نتوانستم آن را بیابم. تصمیم گرفتم تمام دقایق آن روز را مرور کنم. وقتی لحظه عبور از خیابان را به یاد آوردم، آن فکر دوباره به ذهنم بازگشت. ولی این بار، آن را یادداشت کردم. آن فکر، درباره فرضیه سیاهچاله ها بود؛ فرضیه ای که انقلابی در فیزیک نوین ایجاد کرد. من فکر می کنم تنها به این دلیل، آن فکر دوباره به ذهنم خطور کرد که توانستم سکوتی رابه یاد بیاورم که همه ما همواره دچار آن می شویم. من به این دلیل توانستم رازم را بیابم که منطقی عمل نکردم و یک روز تمام را دقیقه به دقیقه و همچون آدمهای دیوانه با خودم کلنجار رفتم....» نترسید که شما را دیوانه بدانند. نترسید که بگویند غیر منطقی هستید. همین امروز کاری کنید که هیچ با منطق های پیش آموخته شما هم خوانی ندارد. به شیوه ای رفتار کنید که با آنچه آموخته اید، کاملاً در تضاد باشد. در مدیریت، گاهی غیر منطقی بودن اشراقی، می تواند بر منطقی بودن حساب شده غلبه کند. این شیوه هر چند همیشگی نیست و ممکن است در برابر کارهای بزرگ شما کوچک به نظر برسد، ولی هر قدر هم کوچک باشد، می تواند در را به روی ماجراهایی بزرگ برای شما باز کند؛ ماجراهایی انسانی و یا روحانی.... |
|
آموزش و پرورش تولید کننده است یا مصرف کننده؟ اگر تولید کننده پس چرا این همه مورد اجحاف قرار می گیرد؟ و اگر مصرف کننده پس چرا ........................ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
|
|
امروز توی فرم برنامه های مکمل یکی از همکارن چشمم به این جمله افتاد: کشفهای بزرگ منجر به حل مسایل بزرگ می شود البته لازم به ذکره که این جمله از سخنان گوهر بار همکار ما نبود و ایشون از یک مجله علمی معتبر استفاده کرده بودن!!!! به نظر شما این جمله می تونه درست باشه؟؟؟؟؟؟ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| وبلاگهای مدیریتی |
|
دانشجويان مديريت دانشگاه شیراز |
| همراهان |
|
RSS
|
| نوشته های پیشین |