![]() |
![]() |
|
|
قبل از سال 1900 عمدتاً نظارت و راهنمايي از طريق بازرسي اداري و رسمي مدرسه و كلاس درس به وسيله افراد غير حرفه اي و در بعضي موارد به وسيله شهروندان محلي يا مذهبي يا كميته هاي ويژه ( متشكل از افراد عادي) انجام مي گرفت. در آن زمان، بازرسي به معناي تفتيش كار معلم و نگاه تيز بينانه و منتقدانه بازرسان به برنامه هاي مختلف مدرسه، بويژه معلم بود. بازرسان همواره در صدد عيب يابي و يافتن نقطه ضعفهاي ناشي از عدم انطباق معيارهاي وضع شده در آموزش و پرورش با فعاليتهاي در حال اجراي معلم بودند. رابطه بين معلم و بازرس خشك و مستبدانه و تؤام با ترس، ظن و شك بود. در اوايل قرن بيستم، همزمان با تحولات جديد علمي و صنعتي، مفهوم نظارت و راهنمايي در مدارس تغيير يافت. به معلمان دستورالعملهايي داده مي شد كه موظف بودند طبق آنها عمل كنند و هدف راهنمايان از بازرسي مدارس آگاهي از امر بود كه معلمان مطابق دستورات انجام وظيفه مي كنند يا خير، چون در آن زمان آموزش هنوز جنبه تخصصي نداشت و بيشتر معلمان افرادي بودند كه براي حرفه معلمي آموزش رسمي نديده بودند و مانند معلمان امروزي تحصيلات آكادميك نداشتند، بلكه فقط دوره دبيرستان را به اتمام رسانده بودند در اواخر دهه 1920 اعتراض به تعيين برنامه درسي و روش تدريس به وسيله مديران رده بالاي آموزش و پرورش و تحميل آن به معلمان بيشتر شد. نويسندگان هدف از نظارت را راهنمايي معلمان مي پنداشتند، نه بازرسي و تعيين روشهاي تدريس و برنامه هاي درسي براي آنان. معلمان بايد افرادي حرفه اي باشند و براي حرفه اي شدن بناچار بايست به حداكثر رشد حرفه اي مي رسيدند. در دهه 1930 بدليل تأكيد اساسي بر نظارت و راهنمايي دموكراتيك يا آزاد منشانه با معلمان به نحوي رفتار مي شد كه مجبور مي شدند از طريق اين نوع رفتار و روابط دوستانه كه غالباً بر جنبه هاي انساني تأكيد داشت، فعاليتهايي را كه راهنمايان آموزشي بر عهده آنها گذاشته بودند انجام دهند. در دهه 1930 و 1940 كساني كه در سيستم آموزشي فعاليت داشتند بايد يكديگر را در امور آموزشي راهنمايي كرده، براي رفع مشكلات خود از تجربيات ونظريات افراد كارآزموده و مجرب استفاده نمايند، خواه آنان به طور رسمي راهنماي آموزشي باشند، خواه نباشند. در اين دوره بر مشاركت و همكاري گروهي همه كاركنان مدرسه در بهبود وضع آموزش تأكيد مي شد. در اواخر دهه 1940 و 1950 با تأكيد بر پيشرفت كار آموزش وقت زيادي براي كمك به پيشرفت معلمان صرف مي كردند و كمتر در مورد كار آنان به قضاوت مي پرداختند. در خلال اين سالها كارهاي گروهي مشترك و روابط آزاد منشانه براي اصلاح و پيشرفت كار آموزش توسعه فراواني يافت و در همين سالها بود كه نظارت و راهنمايي در آموزش و پرورش جنبه تخصصي يافت و صاحبنظران و نويسندگان در اين زمينه آثاري را خلق كردند. در بسياري از مناطق آموزشي راهنمايان آموزشي مسئوليت توسعه برنامه هاي درسي جديد را عهده دار شدند. در اواخر دهد 1950 ، ديگر نظارت و راهنمايي به مفهوم بازرسي، پيدا كردن نقاط ضعف معلم، حذف طرحهاي نامناسب و استفاده از روشهاي دستوري و اجراي آنها به وسيله اشخاص خاص نبود، بلكه به مفهوم بررسي و تحليل كل فرايند تدريس، يادگيري، هدفها، ابزار و وسايل، روشها، معلم، دانش آموز و محيط كار بود. در دهه 1960 بار ديگر نقش و وظيفه راهنمايان آموزشي تغيير يافت؛ بدين معنا كه برخي از راهنمايان آموزشي خود را عامل اصلي هدايت فرايند تغيير در مدارس مي دانستند و مشكلشان پيدا كردن استراتژي مناسب براي هدايت اين تغيير بود و برخي ديگر خود را افرادي حرفه اي مي پنداشتند كه بايد مشكلات برنامه درسي و تدريس را حل كنند. راهنمايان آموزشي در تصميم گيريها يا تغيير برنامه هاي درسي به منظور اصلاح شرايط يادگيري دانش آموزان نيز با معلمان همكاري مي كردند. در نتيجه در اين دهه راهنمايان آموزشي نقشهاي چندگانه اي پيدا كردند و بالطبع معلمان در مورد نظارت و راهنمايي آموزشي دچار ابهام و سردرگمي شدند. در اوايل دهه 1970 صاحبنظران در آثار خود عمدتاً به تجزيه و تحليل فرايند تدريس و يادگيري و همچنين گسترش مفهوم جديد نظارت و راهنمايي باليني پرداختند. در اين دهه با اينكه عواملي مانند تشكيل اتحاديه هاي معلمان در روابط بين راهنمايان آموزشي و معلمان موانعي ايجاد كرد، راهنمايان آموزشي همچنان به كار خود و حمايت از معلمان ادامه دادند. در دهه 1980 راهنمايان آموزشي تحت عنوان معاون آموزشي مدير يا مدير برنامه كار مي كردند و در بسياري از مناطق آموزشي به علت كم اهميت شدن نقش آموزشي راهنمايان كار آنان بيشتر جنبه مديريتي پيدا كرد و مفهوم جديد مديريت آموزش مورد توجه قرار گرفت. در حال حاضر، با توجه به دگرگونيها و تحولات بسيار در زمينه هاي مختلف علوم و تكنولوژي كه موجب تغيير روشهاي تدريس معلمان و ابزار مورد استفاده آنان گرديده است. در نظامهاي آموزشي پيشرفته، برنامه هاي نظارت و راهنمايي آموزشي بطور وسيعي به كار گرفته شده است. هدف از اين تلاشها حفظ و تداوم هماهنگي مدارس و معلمان با الگوهاي توسعه در جامعه است.
|
|
سلام به همه دوستان خوب خودم این مدت به خاطر مشغله کارهام و کمی کسالت که داشتم نتونستم به وبلاگ سرو سامانی بدم ولی از همه دوستان که با ای میل، SMS ، و یا تلفنی حالم رو می پرسیدن همین جا تشکر میکنم آرزومند شادی شما عزیزان مسی |
| درباره وبلاگ |
|
|
| وبلاگهای مدیریتی |
|
دانشجويان مديريت دانشگاه شیراز |
| همراهان |
|
RSS
|
| نوشته های پیشین |