تبليغاتX
مدیریت
شنیده شده که یکی از وزرای عزیز از  مراجع اینگونه پرسیده اند:

آیا حقوق معلمین در تابستان حلال است و یا مشکل شرعی دارد



تازه تر از تازه تری می رسد......
+ نوشته شده در  شنبه 1387/01/24ساعت 9 PM  توسط masy| 

when one door of happiness closes, another opens

but

often we look so long to the closed door that

 we don't see the one which has opened for us

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/01/20ساعت 7 PM  توسط masy| 



who knows where the roads go, only time

کی میدونه که این جاده کجا می ره؟
 فقط گذشت زمان



 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/01/15ساعت 12 PM  توسط masy| 

 

بهار،

الهام بخش بیداری ،

شکوفایی ،

تحول و زیبایی،

این همه شما را ارزانی ...

نوروز مبارک

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/29ساعت 4 PM  توسط masy| 

 

دبیر کنفرانس

دكتر علينقی مشايخی
استاد دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شريف

تاریخ برگزاری كنفرانس ششم

30 آذر لغايت 2دی ماه 1387
تهران-ايران

زمانبندی ارائه "مقالات" و "تجارب مديريتي"

مهلت ارسال: از تاريخ 17 فروردین 1387 لغایت 15 تیر ماه 1387
اعلام نتایج داوری:30 مهر‌ماه 1387

 

برای کسب اطلاعات بیشتر و محورهای همایش اینجا کلیک کنید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/15ساعت 9 PM  توسط masy| 

امروز داشتم مطالب قبلی وبلاگم رو بررسی میکردم چشمم به این پست افتاد حیفم اومد دوباره نذارمش


وزیر آموزش و پرورش آفریقای جنوبی در یکی از سخنرانیهایش چنین گفت:

                                            «وقتی باد می وزد،

                                  عده ای به فکر ساخت دیوارند،

                            و عده ای دیگر آسیاب بادی می سازند.»

 

زیبایی و عمق جمله وزیر متفکر آموزش و پرورش آفریقای جنوبی مرا بر آن داشت که نگاهی کوتاه به محتوای آن بیندازم. آنانی که آسیاب بادی می سازند، در واقع مصداق افرادی هستند که تهدیدها را به فرصتها تبدیل می کنند. وزش باد، آن هم باد سنگین و تند، می تواند موجب خسارت های زیادی شود. در حالی که ایجاد آسیاب بادی در مسیر بادهای تند، زحمت را به رحمت تبدیل کند.

مدیران سازمانها، از جمله مدیران مدارس، دائماً در مسیر بادهای تند، یعنی تهدیدهای ریز و درشت هستند. هر کدام از آن تهدیدها می تواند موجب کندی در کار و حتی فلج شدن سازمان مدرسه شود.

 

شما در مقابل این بادها چه می کنید؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/11/15ساعت 4 AM  توسط masy| 

برگرفته  از سایت خرم آباد 

 

عزیزان همشهری ، هم استانی و همتبارم که از با خیل پیامهای ارسالی تان – به مسنجر و ایمیل این کمینه - ، اظهار شگفت زدگی از خواند بخش نخست این نوشته کرده اید ! و از وضع روحی من پرس و جو نموده اید ، مطمئن باشید که در صحت کامل عقل هستم . و باز مثل همیشه که گفته ام ، می گویم تا زنده ام به این شهر/ منطقه / استان/ قوم عشق می ورزم ، - و البته این هنری نیست که آدمی به این شهر/ منطقه / استان/ قوم خود که گوشت و پوست و خون و هویتش را از آن دارد عشق بورزد – اما آیا تنها عشق ورزیدن کافی است ؟؟؟ آیا من احد رستگار فرد تنها با عشق ورزیدن بی عمل می توانم دین خود را به این شهر/ منطقه / استان/ قوم اداء کنم ؟؟؟

مقصود از آن مقدمه چینی این بود که بگویم ، هر چند هم که استعداد داشته باشی اما باید خودت برای خودت دستی بالا بزنی و قدمی پیش بگذاری . اینجا حکایت آن سخن " تا نکاری برنداری " است . سخن از " مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد " است .

واقعا ، آیا هر کدام از ما چند بار از خود پرسیده ایم که ، برای این شهر/ منطقه / استان/ قوم چه قدم خیری برداشته ام ؟ چقدر حاضر شده ایم برای این شهر/ منطقه / استان/ قوم هزینه کنیم ؟ چند بار حاضر شده ایم مثلاً به کسی که در سطح معابر این شهر/ منطقه / استان زباله می ریزد تذکر دهیم ، بی آنکه از چیزی –  مانند شنیدن سخنی نامربوط و یا حتی در بدترین حالتش درگیری فیزیکی - بهراسیم ؟؟؟ چند بار حاضر شده ایم در صورت نیافتن سطل زباله ، آن زباله را تا محل سطل زباله بعدی – و یا حتی خانه و محل کار – حمل کنیم ، به این قصد که این شهر/ منطقه / استان  پاکیزه تر بماند؟؟؟ چرا همیشه انتظار داریم که دیگران برای مت کاری بکنند و و و

آیا هیچ گاه فکر کرده ایم که می توانیم در یک پارک ، کافی شاپ ، خانه شخصی ، و یا هر جایی دیگر ، با تنی چند از دوستان هم فکرمان و بدون ایجاد ساختارها رسمی و محیطی اداری ، محفلی کوچک برای به اشتراک گذاری تجربیات ، ادبی ، تاریخی ، قوم شناسی و ... داشته باشیم ؟

آیا برای راه انداختن مثلا یک شب شعر حتما باید سالنی و تریبونی و آمپلی فایر و.... در کار آیند تا دو خط شعری قرائت شود ؟

اصلاً گیریم که نیاز به ساختمان و ساختاری اداری داریم و فلان مسئول و بهمان سازمان – چه واقعاً و چه عامداً – نمی توانند آنرا برای ما مهیا کنند ، آیا اگر ما حقیقتاً طالب باشیم ، کار نکردن دیگران باید توجیه تلاش نکردنمان باشد ؟ آیا نمی توانیم بدور از افکار جاه طلبانه و خوبزرگ بینی های بیهوده ، گرد هم آییم و هریک در حد وسعمان هزینه ای را برای ایجاد آن ساختمان و ساختار تقبل کنیم ؟

آیا در این شهر/ منطقه / استان/ قوم ، 100 نفر پیدا نمی شوند که بتوانند با پرداخت ماهیانه 1000 تومان توسط هر یکشان ، برای انجام فعالیت فرهنگی ، هنری و ... مکانی 100 متری را برای چنین کاری اجاره نمایند ؟ آیا " هیجار " و " تاسو " و " خیرات " تنها برای مرگ و برشکستگی و... است ؟؟؟

آیا تاریخ دیروز و فرهنگ امروز و پیشرفت فردای ما نیاز به  " هیجار "و " تاسو " و " خیرات " ندارد ؟؟

آیا داشتن مکانی فرهنگی و برداشتن قدمی در حد توان –  هر چند هم که بی امکانات و فقیرانه و قناعت وار باشد -  بدتر از هرگز نداشتن آن است ؟

میر ملاس و موزه مطبوعات بهانه ای شد برای این چنین نوشته ای که روی سخن و منظور و مقصودش همۀ فعالیتهای فرهنگی و پژوهشی و غیره این شهر/ منطقه / استان/ قوم را در بر می گیرد . اگر ما واقعاٌ طالب میر ملاس ایم باید هر آنچه در توان داریم بر طبق اخلاص بگذاریم ، حتی اگر بشود - با هزینه شخصی - آنجا را از ارگان مربوطه اجاره نماییم و باقی قضایا . و آنگاه اگر نشد ، لب به اعتراض بگشاییم .

اتفاقاً همواره گفته ام که این شهر/ منطقه / استان/ قوم ، جای رشد بسیاری داشته و دارد .

اما این شهر/ منطقه / استان/ قوم ، ویران شده ، چرا که من نوعی صاحب آنم .

این شهر/ منطقه / استان/ قوم ، لعنتی شده ، چون دلسوزش من نوعی هستم .

من نوعی استعدادهای این شهر/ منطقه / استان/ قوم ، را با کم کاریم نابود می کند .

من نوعی به دلیل راحت طلبی ام نمی خواهم این شهر/ منطقه / استان/ قوم پیشرفت کند .

چرا من نوعی آن یک نفر نباشم که برای احداث یک کتابخانه ولو هر چند کوچک هم ، در این شهر/ منطقه / استان/ قوم ، اقدامی نمی کنم ؟

و و و

اینها باید جواب آنگونه سخنها باشند.

عزیزان بیایید ایمان بیاوریم که کسی بجز خودمان نمی تواند برای ما کاری انجام دهد . بیایید باور کنیم که باید مسئولیت پذیر بود ، نه عاشق و غصه خور . مسئولیت پذیری یعنی گامی برداشتن . یادمان باشد به قول آن مثل لری که می گوید :" گنه خوم بئتره ده خو مردم  " ( غوره نقد به از حلوای نسیه ) ، بهتر است در حد توانمان قدمی هر چند کوتاه و کم رنگ و کوچک و کم دوام برداریم ، اما کاری کرده باشیم ، تا اینکه دست بروی دست بگذاریم . مطمئن باشید خجلت برهنه بودن بیشتر از خجلت ژنده پوش بودن است . بگذارید کاری بکنیم و با افتخار سینه را سپر کنیم و بگوییم که ما با این بضاعت چنین کاری کردیم که خیلی ها با توان بسیار بیشتر از این – شاید نخواستند اما در نهایت - نتوانستند آنرا انجام دهند . در صورتی که ما قدمی برداریم می توانیم دیگران را برای کم کاری سرزنش کنیم .

در این باب درد دل بسیار است اما ، درد دل برای زیر گل ، تنها در پایان باز هم یادآور می شوم که ، اگر می خواهیم چیزی را ( صرف نظر از اینکه آیا خوب است یا بد ، ) داشته باشیم . بایستی علاوه بر داشتن استحقاق آن ، حاضر به پرداخت بها و تلاش برای آن نیز باشیم

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/11/05ساعت 11 PM  توسط masy| 

از پا حسين افتاد و ما بر پاى بوديم

زينب اسيرى رفت و ما بر جاى بوديم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/10/27ساعت 3 PM  توسط masy| 

دانشگاه تهران در راستای تحقق رسالت خود مبنی بر گسترش دوره های تحصیلات تکمیلی برای سال تحصیلی 88-1387 در 167 رشته / گرایش دانشجوی دکتری می پذیرد .

شرایط داوطلبان برای شرکت درآزمون ورودی 

 

عناوین رشته های مرتبط :

مدیریت گرایش: منابع انساني                   

مديريت گرایش: رسانه

مدیریت: گرایش تحقیق در عملیات

مدیریت: گرایش تولید و عملیات

مدیریت: گرایش سیستمها

مدیریت: گرایش سیاستگذاری

و

مدیریت آموزشی

برای کسب اطلاعات بیشتر  به ، به و به مراجعه فرمایید

 

مهلت ثبت نام در آزمون دوره دكتري تخصصي سال تحصيلي 88-87 دانشگاه تهران تا پايان وقت اداري ( ساعت 3 بعد ازظهر) روز چهار شنبه 26/10/86 تمديد شد.

 

 

 
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/10/24ساعت 8 PM  توسط masy| 
 

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو

درباره وبلاگ

وبلاگهای مدیریتی

دنیای مدیریت

مدیریت علوی

فنون مدیریت

دانشجويان مديريت دانشگاه شیراز

مدیر 20

مدیریت برتر ما

مدیریت آموزشی

مدیریت مدارس

بایدهای مدیریت

مدیریت در هزاره سوم

مشاور مدیریت

مدیریت بر قلبها

مدیریت

مدیریت، فرهنگ و زندگی روزانه

مدیریت آقای مجاهدی

راه حلی برای آینده

بنام اوکه فرهنگسازترین فرهنگسازان است

مدیریت بازرگانی

پژوهش در آموزش و پرورش

آموزش و پرورش دانایی محور

همراهان

سایت سید محمد خاتمی

ترنم

گروه ریاضی راهنمایی لرستان

عیوق

گل تنها

خسته ام از این همه.....!

فن آوری اطلاعات آراز

روشنتر از ستاره

آیینه پژوهش

سایه

بی انتها

از دولت عشق

آموزش.ترفند.عکس.هک.دانلود

شبهای دلتنگی

کارشناسی پیشرفت تحصیلی عمومی

اشک تو

دلتنگیهای من!

خورموه

کدامیک عاشق تریم... من یا تو؟

سکوت شیشه ای

تاریخ و ادبیات لرستان

متی لر

جوان

my feels

عکس ‍و تاریخ و شعر از لرستان

مجله کاسیت

روزنامه الکترونیکی لور

خرم آباد

بچه های خرم آباد

عقاب قاضی آباد

سرزمین آزادی

گلدون

پیله شیشه ای

هر چه می خواد دل تنگت بگوووووو

محمد بیگی

خرم‌آباد (لرستان)

علی یوسفی

خرم آباد

شور زندگی

وبلاگ سیروس

سار(دانشجوی نرم افزار)

مدبر

مردی و مردونگی

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM
 

 


 

 

 


لوگوی دوستان :

 

مشاور مدیریت

نوشته های پیشین

فروردین 1387

اسفند 1386

بهمن 1386

دی 1386

آذر 1386

آبان 1386

مهر 1386

شهریور 1386

مرداد 1386

تیر 1386

خرداد 1386

اردیبهشت 1386

فروردین 1386

اسفند 1385

بهمن 1385

دی 1385

آبان 1385

مهر 1385

شهریور 1385

مرداد 1385

تیر 1385

خرداد 1385

اردیبهشت 1385

فروردین 1385

اسفند 1384

بهمن 1384

دی 1384

آذر 1384

مهر 1384

شهریور 1384

 
Stats Maker